click
click
click
click
click
click
click
click
click

از افزوده ها

  • رزم نامه شماره پنج
  • رزم نامه شماره چهار
  • به سوي اعتصاب عمومي
  • تنش آفريني هاي تازه
  • براي کوبيدن بازاري ها
  • نود و نه درصدي ها به پيش
  • براي اشغال بيت رهبري
  • پيام بيستم
  • پيام نوزدهم
  • امپراتوري ملاها
  • پدافندهاي بابکي
  • تصاحب کارخانه ها
  •  click

    در "کار سازمانی"، راهنمای ما "انجمن های مخفی و کوچـــــــــــــــــک و پراکنده و غیرقابل کنترل" انقلاب مشروطه هستند، متشکل از "بابکیان" بسیار قابل اعتماد. به گفته استاد سخن و خرد و داد، فردوسی: "هشیوار یاران گزین در نبرد". "انجمن های بابکی" که بجاست کار سازمانی "غیر زنجیره ای" را (با درس گیری از اشتباه های دهه ی چهل و پنجاه خورشیدی) با کار "توده ای"، بسیار حساب شده درهم آمیزند، در کوران نبرد و در آستانه ی پیروزی، "هشیارانه و گام به گام" به هم خواهند پیوست، و ایرانی آزاد و آباد و پرداد و توانمند را بنيان خواهند نهاد. پيش به سوي ايجاد انجمن هاي بابکي در همه ي يکان هاي اقتصادي و آموزشي، و تدارک اعتصاب عمومي! هشيار باشيم، نبايد گذاشت رويدادهايي چون ليبي و بحرين در ايران بازخواني شوند. تنش آفرينان در حال بازآفريدن رخدادهاي آغاز انقلاب در ايران و منطقه هستند. بايد هر چه زودتر به اين شب سياه پايان داد. در این راستا می توان از شیوه های سازمانی و مبارزاتی "تدافعی" در دیگر جنبش های رهایی بخش نیز، همانا به میدان آوردن "پدافندان" (در کنار "انجمن های بابکی") بهره گرفت: هم برای شناسایی و افشاگری و خنثی سازی "عوامل" ناآشکار و آشکار این "تنش آفرینان و دزدان" در کارخانه ها و آموزشگاه ها و اداره ها و محله ها و بازارها، و هم به منظور نشانه گرفتن برجسته ترین مراکز کلیدی، چون کانون های بازرگانی و مالی و تامین انرژی و حمل و نقل. همانگونه که "عمامه به سرهای ولایی" از ترسشان در خیابان ها آشکار نمی شوند، می توان این "عوامل" را در یکان های اقتصادی و آموزشی وادار به عقب نشینی کرد و خنثی نمود. این رویکردها در راستای تدارک "اعتصاب عمومی"، و از کار انداختن همزمان مهم ترین یکان های اقتصادی و کانون های آموزشی-اداری جریان خواهد داشت

    درود بر کارگران مبارز

    * در باره تداوم بازداشت شريف ساعد پناه و مظفر صالح نيا

    * دستگيری اعضای کميته دفاع از رضا شهابی محکوم است، آخرين خبر از وضعيت نابسامان رضا

    * ششمين سالگرد اعتصاب رانندگان شرکت واحد اتوبوس رانی تهران وحومه

    * تجمع کارگران قطعه سازی فولادکرج مقابل مجلس در اعتراض به عدم دريافت ١٠ ماه حقوق و اخراج

    * اعتراض کارگران شهرداری نيک شهربه عدم دريافت حقوق،مزايا واخراج

    * گفتگو با تنها بازمانده حادثه فولاد غدير يزد

    * تهديدبه خودکشی دستهجمعی کارگران شرکت فاکسکان

     

    * در باره تداوم بازداشت شريف ساعد پناه و مظفر صالح نيا

    خانواده های اين کارگران، اعضای اتحاديه و ديگر فعالين کارگری در شهر سنندج اعلام کرده اند چنانچه هفته آينده اين دو کارگر

    زندانی آزاد نشوند اعتراضات خود را تشديد خواهند کرد

    شش روز از بازداشت مظفر صالح نيا و سه روز از بازداشت شريف ساعد پناه گذشت. منزل اين کارگران بدون ارتکاب جرمی

    مورد بازرسی قرار گرفت و بولتن خبری اتحاديه که چيزی جز چند خبر کارگری در آنها نبود بمثابه جرم و بهانه ای برای تداوم

    بازداشت آنان تبديل شد. در اين مدت خانواده های اين کارگران به همراه اعضای اتحاديه و ديگر فعالين کارگری در شهر سنندج،

    بطور مرتب در مقابل دادگاه تجمع کرده و خواهان روشن شدن وضعيت شريف ساعد پناه و مظفر صالح نيا شده اند اما تاکنون

    جواب روشنی در رابطه با تداوم بازداشت اين کارگران به خانواده های آنان داده نشده است و عليرغم اينکه قرار بود امروز آنان

    را به دادگاه بياورند اينکار انجام نشد و فقط پرونده های آنان توسط يکی از ماموران اطلاعات نيروی انتظامی به دادگاه شعبه ۵

    بازپرسی منتقل و از آنجا به معاونت دادستانی ارجاع داده شد و معاون دادستان به خانواده های کارگران زندانی اعلام کرد وثيقه

    ای برای آزادی اين کارگران قبول نميکند و بايد بازجويی از آنها ادامه پيدا کند.

    اعضای اتحاديه آزاد کارگران ايران، خانواده های شريف ساعد پناه و مظفر صالح نيا و ديگر فعالين کارگری در شهر سنندج

    اعلام کرده اند چنانچه پس از پايان تعطيلات آخر هفته و روز شنبه، شريف ساعد پناه و مظفر صالح نيا آزاد نشوند بر دامنه

    اعتراضات خود نسبت به تداوم بازداشت آنان خواهند افزود.

    شريف ساعد پناه نماينده اخراجی کارگران ريسندگی پرريس، عضو هيئت مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران و يکی از رهبران

    کارگری خوشنام در سنندج و مظفر صالح نيا فعال کارگری، معترضی پرشور به بی عدالتی های اجتماعی و از اعضای هيئت

    مديره اتحاديه در اين شهر است. اين کارگران هيچ جرمی جز دفاع از حقوق انسانی خود و هم طبقه ای هايشان مرتکب نشده اند

    و بی ترديد تداوم بازداشت آنان معنايی جز تلاش جهت پرونده سازی های واهی برعليه اين کارگران ندارد.

    لذا ما پيشاپيش با محکوم کردن هر گونه پرونده سازی واهی بر عليه شريف ساعد پناه و مظفر صالح نيا، تشديد اعتراض نسبت به

    تداوم بازداشت اين کارگران را حق مسلم خود ميدانيم و بدينوسيله اعلام ميداريم شريف ساعد پناه و مظفر صالح نيا بايد فورا و بی

    قيد و شرط آزاد گردند.

    اتحاديه آزاد کارگران ايران- ٢٠ دی ماه ١٣٩٠

    * اطلاعيه شماره ١۴ - دستگيری اعضای کميته دفاع از رضا شهابی محکوم است

    آخرين خبر از وضعيت نابسامان رضا

    شريف ساعد پناه و مظفر صالح نيا از اعضای کميته دفاع از رضا شهابی، کارگر و عضو اتحاديه آزاد کارگران ايران در شهر

    سنندج برای چندمين روز در بازداشت به سر ميبرند و دستگاه قضايی برای آزادی موقت آنها قرار وثيقه ی ٨٠ ميليونی صادر

    کرده است.

    تنها جرم شريف ساعد پناه که يکی از فعالان کارگری خوشنام و زحمت کش در شهر سنندج می باشد و نيز تنها گناه مظفر صالح

    نيا دفاع از حق و حقوق انسانی و ابتدايی برای خود و ديگر هم طبقه ای هايشان می باشد.ادامه ی بازداشت ساعد پناه و صالح نيا

    به هر بهانه و انگ واهی از سوی تمامی اعضای کميته دفاع از رضا شهابی محکوم ميباشد و ما خواستار آزادی ايشان و پايان

    دادن به پرونده ی قضايی ايشان هستيم.

    همچنين لازم به ذکر است که رضا شهابی کاملا بلاتکليف در بخش جراحی اعصاب در بيمارستان امام خمينی به حال خود رها

    شده است و چندين بار دچار خونريزی از بينی شده است.پزشکان متوجه شده اند که اين خونريزی ها در اثر صدمه ديدن رضا در

    دوران بازجويی در اوين ميباشد.و مشخص شده که در اثر ضربات شديدی که به سر او وارد آورده اند ضايعات و صدمات جبران

    ناپذيری در ناحيه ی سر و در اعصاب و مغز او به جا گذاشته اند.

    پزشکان اعلام کرده اند که اکنون متوجه شده اند برای آمادگی برای عمل جراحی ضروری است علاوه بر ديگر بهبودی ها، اين

    ضايعات مغزی ايجاد شده در اثر ضربه زدن به سر رضا نيز بهبود يابد.

    بدين ترتيب هر روزه مشکل جسمی حاد جديدی توسط پزشکان کشف ميشود که همگی مربوط به آزار و اذيت هايی است که در

    بازجويی ها و در زندان بر سر رضا شهابی آورده اند.

    کميته دفاع از رضا شهابی چهارشنبه ٢١ ديماه ٩٠

    شماره تلفن سخنگوی کميته دفاع از رضا شهابی ، آقای محمود صالحی : ٠٩١٨٨٧۴٧١٠۴

    * ششمين سالگرد اعتصاب رانندگان شرکت واحد اتوبوس رانی تهران وحومه

    گزارش اين هفته به ششمين سالگرد اعتصاب رانندگان شرکت واحد اتوبوس رانی تهران اختصاص دارد. اما شايد بهتر باشد که

    ابتدا به سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و تاثير فعاليت های آن اشاره شود.

    اين سنديکای کارگری بيش از ۴٠ سال قبل تاسيس شد، اما بعد از انقلاب توسط دولت منحل و شورای اسلامی کار جايگزين آن

    شد.

    سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه از حدود ١٠ سال پيش توسط کارگران اين شرکت دوباره آغاز به

    کار کرد و بعد از مدتی نيز به عضويت رسمی فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل درآمد.

    سعيد ترابيان، مسئول روابط عمومی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، درباره آغاز به کار اين سنديکا

    به دليل انباشته شدن خواستههای کارگری و عدم وجود نمايندههای واقعی و حضور نهاد مشورتی شورای : به راديو فردا می گويد

    اسلامی کار به عنوان نماينده کارگر در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سنديکای کارگران شرکت واحد که از سال

    . ١٣۶٩ بدون برگزاری مجمع عمومی تشکيل شده بود، از سال ١٣٨٣ فعاليت خود را شروع کرد

    با برگزاری مجمع عمومی در سال ١٣٨۴ نمايندگان واقعی با حضور خود کارگران در پای صندوقهای رأی : وی افزود

    وجودشان را اعلام و پيگيریهای صنفی خود را از سال ١٣٨۴ آغاز کردند. فعاليت سنديکای شرکت واحد کماکان ادامه دارد و در

    . راه دفاع از حقوق کارگران فعاليت میکند

    با آغاز به کار سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، منصور اسانلو به رياست هيات مديره اين تشکل

    کارگری انتخاب شد.

    من به : در اينجا، يکی از سخنرانی های آقای اسانلو را می شنويم که در جمع گروهی از کارگرهای شرکت واحد گفته بود

    مامور اطلاعات کميته پيگيری گفتم آقا تو میخواهی مرا بازجويی کنی؟ بگذاراول چند کلمه برايت حرف بزنم. من انقلاب کردم

    که استقلال داشته باشم، آزادی داشته باشم، عدالت اجتماعی داشته باشم. زن و بچه هايمان گشنه نباشند، دخترانمان را به خاطر فقر

    به فحشا نبرند به دوبی، نبرند به اسلام آباد، نبرند به کراچی و کويت. اينها بد است؟ خود مامور سرش را انداخت پايين. ريشه تمام

    فسادها فقر است. حضرت علی میگويد اگر فقر از در بيايد ايمان از پنجره بيرون میرود. ما چيز اضافهای نمیگوييم، حق مان

    . را میخواهيم

    پس از آنکه سنديکای کارگران شرکت واحد دوباره آغاز به کار کرد و با استقبال هزاران از رانندگان و کارگران بخش های

    گوناگون شرکت واحد مواجه شد، برخورد با اين تشکل کارگری شروع شد؛ از جمله اينکه در نيمه نخست سال ١٣٨۴ ، گروهی به

    دفتر آن حمله و ضمن ضرب و شتم اعضای حاضر در اين دفتر تلاش کردند تا زبان آقای اسانلو را قطع کنند. در عين حال، دو

    نفر از اعضای سنديکا نيز مورد اصابت چاقو قرار گرفتند.

    يکی ديگر از موارد مهم در فعاليت اين سنديکای کارگری، برگزاری دو اعتصاب در تهران بود؛ يعنی در روزهای ۴ دی و ٨

    . بهمن سال ١٣٨۴

    البته رسانه های دولتی تلاش کردند که دامنه اين اعتصاب را کوچک جلوه دهند اما با اين همه، خبر اعتصاب در همين رسانه ها

    انتشار يافت. اين در حالی بود صدها نفر از رانندگان پيش از آغاز اعتصاب بازداشت شده بودند. اعضای خانواده های برخی از

    رانندگان نيز بازداشت شدند.

    محمد باقر قاليباف، شهردار تهران، نيز با حضور در بين کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران به آنان قول داد که خواسته

    های صنفی شان برآورده می شود و بازداشت شدگان نيز آزاد خواهند شد. پس از اين وعده ها، رانندگان به سر کار خود بازگشتند.

    البته تمام اين خواسته ها نيز انجام نشدند.

    اعتصاب رانندگان شرکت واحد تا اين اندازه واجد اهميت بود که سازمان بين المللی کار از آن زمان به بعد هميشه در گزارش

    های خود درباره اين اعتصاب نوشته است.

    از آن زمان تاکنون، سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به شدت تحت فشار امنيتی و قضايی جمهوری

    اسلامی قرار داشته است. احضار و بازداشت تعداد زيادی از اعضای سنديکا، بيکار شدن دهها نفر از آنان و خروج اجباری

    تعدادی از آنان از ايران، بهايی بوده که اين سنديکا در فعاليت سنديکايی خود تاکنون پرداخته است.

    در عين حال، دو عضو هيات مديره اين سنديکا؛ رضا شهابی و ابراهيم مددی، همچنان زندانی اند.

    البته موضوعی که نبايد فراموش شود، اين است که فعاليت های سنديکا بی نتيجه نبوده است.

    سعيد ترابيان، مسئول روابط عمومی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، درباره اين فعاليت ها می گويد:

    در جلساتی که تشکيل میشد نمايندگان کارگران روی مسئله آموزش بسيار حساس بودند و گروههای آموزشی هفته ای يک بار

    برنامه آموزشی برای کارگران داشتند. همين امر باعث شد بسياری از کارگران از مسايل مختلفی که جزو مشکلات جامعه است

    . از جمله اعتياد و مسايل اين چنينی دور ماندند با آگاهیهايی که به کارگران داده شد

    از دستآوردهای ديگر سنديکا حقوق کارگران و طبقه بندی مشاغل بود که اجرا نشده بود و پيگيریهای صنفی : وی می افزايد

    باعث شد طبقه بندی مشاغل کارگران اجرايی شود و حقوقشان به مراتب بالاتر برود. البته حقوقشان در سطح تورم نبود ولی در

    . حدود تورم آن موقع بالا رفت

    مديريت شرکت واحد به کارگران و رانندگان کارهای اضافی تحميل کرده بودند که اين کارهای : آقای ترابيان اضافه می کند

    اضافی هم از دوش رانندهها برداشته شد. دادن شير و کيک و لباس اضافی به راننده ها نيز يکی از خواستهای صنفی کارگران

    . بود که فعاليتهای سنديکا باعث شد کارفرما اين امکانات را در اختيار راننده ها قرار دهد

    منبع:راديوفردا-بخش هايی از گزارش هفته برنامه کارنامه

    * تجمع کارگران قطعه سازی فولادکرج مقابل مجلس در اعتراض به عدم دريافت ١٠ ماه حقوق و اخراج

    به گزارش مورخ ٢١ دی ماه ايلنا جمعی از کارگران کارخانه قطعهسازی کرج در مقابل مجلس تجمع کردند.

    بنا همين گزارش، در اين تجمع پارچهنوشتهای خطاب به مسئولين در دست کارگران بود که بر روی آن نوشته شده بود:

    ما کارگران شرکت قطعه سازی فولادی کرج با بيش از ٢٠ سال سابقه کار به مدت ١٠ ماه است که حقوق نگرفتهايم و اين

    . درحالیست که با اين سابقه کار اخراج شديم

    اعتراض کارگران شهرداری نيک شهربه عدم دريافت حقوق،مزايا واخراج

    کارگران نيک شهر: از ابتدای سالجاری تنها شش ماه حقوق دريافت کرده و دو سال و شش ماه اضافه کار به علاوه عيدی و

    پاداش سال ٩٠ و هزينه لباس کار، سه سال است که شهرداری حاضر به پرداخت آن به کارگران نمیشود.

    به گزارش فارس بتاريخ ٢١ دی ماه، تعدادی از کارگران شهرداری نيکشهر در گفتوگو با خبرنگار فارس اظهار داشتند: با چند

    سال سابقه کار بدون هيچ دليل منطقی اخراج شدهايم و شهرداری نيز حکم اخراج ما را تأييد کرده است.

    اين کارگران که از بيان نامشان هراسان بودند افزود: از ابتدای سالجاری تنها شش ماه حقوق دريافت کرده و دو سال و شش ماه

    اضافه کار به علاوه عيدی و پاداش سال ٩٠ و هزينه لباس کار، سه سال است که شهرداری حاضر به پرداخت آن به کارگران

    نمیشود.

    آنان گفتند: از چهار ماه پيش تاکنون به دليل عدم پرداخت حق بيمه کارگران توسط شهرداری، بيمه ما هم تمديد نشده و اين امر

    مشکلات عديدهای برای کارگران به وجود آورده است.

    کارگران شهرداری نيکشهر با بيان اينکه در سرما و گرما و زير سختترين شرايط به نظافت شهر پرداختهايم افزودند: شهرداری

    نيکشهر اعلام کرده طبق نظر استانداری بايد ۵٢ نفر از کارگران را تا پايان امسال اخراج کنند که در همين راستا ١٠ نفر اخراج

    و بقيه نيز به زودی اخراج میشوند.

    آنان ادامه دادند: به عنوان رفتگر تنها ٢۴٠ هزار تومان حقوق میگيريم که آن هم تا شش ماه است پرداخت نشده و اگر مسئولان

    در اين زمينه چارهای نينديشند بنيان خانوادگی ما کارگران از هم خواهد پاشيد.

    سرپرست شهرداری نيکشهر در اين ارتباط به خبرنگار فارس گفت: با تأييد عدم پرداخت حقوق و مزايای کارگران در حدود ١٠٠

    کارگر و کارمند در شهرداری نيکشهر مشغول به کار هستند که قرار است به زودی تعداد ۵٢ نفر از آنان اخراج شوند.

    حميد آريان افزود: از اين تعداد کارگر برخی اخراج و باقی آنان تا قبل از پايان سالجاری بايد اخراج شوند.

    وی از دلايل اخراج کارگران شهرداری را نداشتن درآمد و عدم توانايی پرداخت حقوق آنان عنوان کرد.

    سرپرست شهرداری نيکشهر بيان کرد: استانداری طی مکاتبات اعلام کرده که بيشتر آنان در زمان شهرداران سابق بدون گزينش و

    برگزاری آزمون و گذراندن مراحل استخدام به کار گرفته شدهاند و الان با سابقه چند سال بايد از کار بر کنار که اين خود ظلم

    بزرگی بر حق کارگران است.

    آريان يادآور شد: در هر ماه بيش از ۴٠ ميليون تومان حقوق کارگران و کارمندان شهرداری میشود که اکنون ماليات با ارزش

    افزوده و عدم کمک استانداری، توانايی پرداخت حقوق و مزايا و عيدی و اضافه کار را از شهرداری گرفته است.

    وی گفت: اکنون حقوق ٢۴٠ هزار تومانی رفتگران شش ماه است که پرداخت نمیشود.

    سرپرست شهرداری نيکشهر ادامه داد: با تجميع عوارض هر ماه در حدود ۴٠ ميليون به شهرداری نيکشهر کمک میشد ولی در

    حال حاضر با ماليات بر ارزش افزوده که قانون شده، کل عوارضات در مرکز جمع و بر اساس جمعيت بين شهرداریها تقسيم

    میشود و هيچ کمکی هم به شهرداری نمیشود.

    آريان اضافه کرد: ماشين آلات شهرداری نيکشهر به دليل نداشتن سوخت و قطعات يدکی و تعميرات کارايی چندانی برای عمران

    شهر ندارند و همه به دليل نبود اعتبار بيکار ماندهاند.

    وی گفت: به دليل کمبود اعتبار کارگران و کارمندان شهرداری از حدود بيش از شش ماه قبل از حق بيمه، حقوق و مزايا، بی

    بهرهاند و حتی کارگرانی در زمان استخدام تا چند سال بيمه نبودهاند و با تمام مشکلات و سرما و گرما به کار خود ادامه داده که

    بايد فکری به حال آنان شود.

    * گفتگو با تنها بازمانده حادثه فولاد غدير يزد

    کوره نفس نداشت، منفجر شد

    من کمک کردم مجروحان را به بيمارستان برسانيم. بدنم گرم بود، متوجه سوختگی خودم نشده بودم.. فلز مذاب گوشت صورت

    پدرم را سوراخ کرده بود. بدن دوستانم تکه پاره شده بود..

    که خجالت میکشيم بپرسيم يعنی چی که نفس نداشت. سکوت خنگ و نافهميدهمان را از کوره نفس نداشت چنان بديهی میگويد

    کوره کيپ شده بود، فولاد مذاب سرد شده داخلش ريخته بودند. : راه دور حس میکند که خودش به صرافت توضيح میافتد

    دهنهی کوره بسته بود.. راهی نداشت که گاز خارج شود. گاز زير مواد مذاب جمع شده بود و فولاد هم که داشت میجوشيد. پنج

    . ثانيه هم طول نکشيد

    برای صحبت با محمدعلی مکاری، نوزدهمين کارگری که از انفجار کوره کارخانه نورد فولاد غدير يزد زنده مانده است، ناچار

    شديم يک ماه صبر کنيم تا کمی بهبود پيدا کند. امروز او چشم آن ١٨ کارگری است که انفجار را ديدند اما زنده نماندند تا برای ما

    تعريفاش کنند.

    میگويد همهی مصدوميتاش اين ۴۵ درصد سوختگی نيست. لحظه حادثه را که توصيف میکند میشود فهميد دردهای ديگری هم

    هست که به سبک آن جمله دستمالی شده  اما تا ابد به شدت صادق  روح را مثل خوره از درون و اين حرفها..

    پنج ثانيه هم طول نکشيد. من آن روز در قسمت ديگری، دور تر از کوره کار میکردم. از کارگرها شنيدم که فولاد : می گويد

    بالای کوره ذوب نمیشود. رفتم نگاهی به کوره انداختم و بعد هم رفتم با پدرم (جليل مکاری) حال و احوالی کنم که آن روز کنار

    کوره کار میکرد. من و پدرم حدوداً ٩٠ متری کوره ذوب فولاد ايستاده بوديم. من پشت به کوره داشتم و پدرم روبروی من ايستاده

    بود. همينطور که داشتيم حرف میزديم، پنج ثانيه هم طول نکشيد.. کوره منفجر شد و فولاد مذاب را مثل شليک گلوله تا شعاع

    ١٠٠ متری پرتاب کرد. من که پشت به کوره بودم آن لحظه دردی حس نکردم چون پدرم را ديدم که فولاد مذاب صورت و بدنش

    را پوشانده. در عرض پنج ثانيه همهی رفقايم با بدنهای پاره شده و سوخته روی زمين افتاده بودند. گيج شده بودم. تا وقتی از پشت

    گوشت سوخته بدنهایشان جنازهها را از زندهها تشخيص بدهيم و زندهها را به بيمارستان منتقل کنيم اصلا نفهميدم چه بلايی سر

    خودم آمده. توی بيمارستان متوجه نشدم چطوری، چند وقت بعد، ديدم خودم هم روی يکی از تختها افتادهام. دکترها گفتند ۴۵

    . درصد سوختگی داری. سراغ پدرم را که گرفتم گفتند کشته شده است.. اگر او جای من، پشت به کوره ايستاده بود الان زنده بود

    از برادرش شنيدهايم که پزشکی قانونی محمدعلی را جهت کنترل صدمات روحی اين حادثه به روانپزشک معرفی کرده است. پس

    از ساعت ٨ صبح تا ٨ شب کار سعی میکنيم موضوع صحبت را به شرايط کارشان در کارخانه فولاد غدير بکشنايم. میگويد

    با اينکه سعی میکنيم از ماجرا دور شويم و سئوالی نمیپرسيم، خودش . می کرديم. ١٢ ساعت کار و ٢۴ ساعت استراحت داشتيم

    کوره ساعت يک ربع به ٧ شب بود که منفجر شد. من کمک کردم مجروحان را به بيمارستان : طاقت نمیآورد و ادامه میدهد

    برسانيم. بدنم گرم بود، متوجه سوختگی خودم نشده بودم.. فلز مذاب گوشت صورت پدرم را سوراخ کرده بود. بدن دوستانم تکه

    . پاره شده بود

    می خواهيم بدانيم حادثهای که چنين تلفاتی داشته هيچ وقت مورد نظارت بازرسان کار که بابت جلوگيری از اين قبيل حوادث حقوق

    میگيرند قرار داشته؟

    میگويد: بازرسها از اداره کار می آمدند اما به درستی کار خود را انجام نمی دادند. چرا که در سالهای گذشته هم چنين اتفاقاتی

    (البته نه در اين سطح با ١٨ کشته) داشتيم. اگر آنها کارشان را به درستی انجام میدادند ما فقط برای کار کردن به کارخانه

    میرفتيم.. نمیرفتيم که ندانيم امروز زنده بر میگرديم يا نه.

    در بهمن ماه سال ٨٧ برای خود من و ۶ نفر از همکارانم که دوستان صميمی بوديم چنين اتفاقی افتاد و کوره منفجر شد که يکی

    از دوستانم به نام حسين سلطانی از ناحيه يک چشم آسيب ديد و نابينا شد و الان به مدت ٣ سال است که تحت درمان است.

    بله بازرسين می آمدند و می رفتند ولی پيگيری نمی کردند. بازرسها غير از اينکه بايد وضعيت ايمنی کوره را بررسی میکردند

    بايد به تجيزاتی که کارفرما به ما میداد هم نظارت میکردند. ما بايد لباسهای ايمنی میداشتيم اما روز حادثه لباس پلاستيکی بر تن

    ما بوده که از کارخانه به ما داده بودند. همين لباس پلاستيکی باعث شدت سوختگی ما شد.

    ما می دانستيم که لباس پلاستيکی هيچ محافظتی از ما نمیکند. اما از ترس اخراج حرفی نمیزديم و تحمل می کردم. دولت..

    همين بازرسهای کار بايد صاحب کارخانه را مجبور میکردند که به کارگرانش لباس ايمنی بدهد. ما که کارگر بوديم و

    . قراردادمان کف دستمان بود. میگفتند اين کوره ذوب فولاد و اين هم لباس، نمیخواهيد: به سلامت

    با اضافه کار مبلغ دريافتی من : که نه؛ قيمت اين معاملهی جان، چقدر بوده. میگويد کار در پايان، کنجکاويم بدانيم حقوق اين

    . ۵۵٠ هزار تومان میشد

    منبع: ايلنا ٢١ دی ماه

    * تهديد به خودکشی دستهجمعی کارگران شرکت فاکسکان

    گروهی ٣٠٠ نفره از کارکنان جوان و نوجوان شرکت تايوانی فاکس کان در چين که در کارخانه اين شرکت در شهر وووهان

    کار می کنند تهديد به خودکشی دسته جمعی کردند.

    به نقل از اينترنت ويک، اين کارگران که در خط (econews.ir) به گزارش مورخ ٢١ دی ماه خبرگزاری اقتصادی ايران

    ٣۶٠ مايکروسافت فعاليت می کنند چند روز قبل در اعتراض به شرايط دشوار کاری و عدم پرداخت Xbox مونتاژ کنسول بازی

    غرامت از سوی فاکس کان تهديد به خودکشی گروهی کرده اند.

    اين شرکت يکی از بزرگترين توليدکنندگان قطعات رايانهای و الکترونيکی جهان است که واحد بزرگی در کشور چين دارد و

    بزرگترين صادر کننده اين کشور محسوب میشود.

    اين شرکت در سال ١٩٧۴ توسط فردی به نام تری گو تاسيس و راه اندازی شد. فاکس کان طرف قرارداد ديگر شرکتهای

    بزرگ فروش رايانه و قطعات الکترونيکی چون دِل، اپل، سونی، هيولت پاکارد، نوکيا، موتورلا، مايکروسافت و سيسکو میباشد و

    ٧۵ درصد محصولات شرکت آمريکايی اينتل و درصد بسيار بالايی از محصولات کمپانیهای اپل، دل و صدها شرکت ديگر را

    توليد میکند.

    جرقه اين تهديد در روز ٢ ژانويه و در زمانی زده شد که کارگران خواستار افزايش حقوق شدند، اما از سوی کارفرما تهديد به

    اخراج و برخورد انضباطی گرديدند.

    اکثر اين کارگران هم در نهايت خواستار استعفا و دريافت غرامت به ازای آن شدند اما کارگرانی که کارشان را ترک کرده اند

    هنوز پولی دريافت نکرده اند و می گويند فاکس کان قصد ندارد به تعهداتش عمل کند.

    پس از اين رويداد همه اين کارگران به پشت بام ساختمانی متعلق به فاکس کان رفتند و تهديد به پريدن به پايين و خودکشی کردند

    که در نهايت با مداخله شهردار از قصد خود منصرف شدند.

    حال اين افراد دوباره تهديد به خودکشی دسته جمعی کرده اند. از اوايل سال ٢٠١٠ تا به حال ١۴ نفر از کارگران چينی فاکس کان

    به دليل شرايط سخت کاری و پايين بودن دستمزدها خودکشی کرده اند اما اين شرکت تايوانی که همکاری نزديکی با شرکت های

    بزرگ فناوری در آمريکا دارد توجهی به اين مساله نشان نمی دهد.

    بيست ويکم دی ماه

    برگرفته از اخبار روز

     

    >>Twitter

    >>

     click

    >>

     click