click
click
click
click
click
click
click
click
click

از افزوده ها

  • رزم نامه شماره پنج
  • رزم نامه شماره چهار
  • به سوي اعتصاب عمومي
  • تنش آفريني هاي تازه
  • براي کوبيدن بازاري ها
  • نود و نه درصدي ها به پيش
  • براي اشغال بيت رهبري
  • پيام بيستم
  • پيام نوزدهم
  • امپراتوري ملاها
  • پدافندهاي بابکي
  • تصاحب کارخانه ها
  •  click

    در "کار سازمانی"، راهنمای ما "انجمن های مخفی و کوچـــــــــــــــــک و پراکنده و غیرقابل کنترل" انقلاب مشروطه هستند، متشکل از "بابکیان" بسیار قابل اعتماد. به گفته استاد سخن و خرد و داد، فردوسی: "هشیوار یاران گزین در نبرد". "انجمن های بابکی" که بجاست کار سازمانی "غیر زنجیره ای" را (با درس گیری از اشتباه های دهه ی چهل و پنجاه خورشیدی) با کار "توده ای"، بسیار حساب شده درهم آمیزند، در کوران نبرد و در آستانه ی پیروزی، "هشیارانه و گام به گام" به هم خواهند پیوست، و ایرانی آزاد و آباد و پرداد و توانمند را بنيان خواهند نهاد. پيش به سوي ايجاد “انجمن هاي بابکي” در همه ي يکان هاي اقتصادي و آموزشي، و تدارک اعتصاب عمومي! هشيار باشيم، نبايد گذاشت رويدادهايي چون ليبي و بحرين در ايران بازخواني شوند. تنش آفرينان در حال بازآفريدن رخدادهاي آغاز انقلاب در ايران و منطقه هستند. بايد هر چه زودتر “به اين شب سياه” پايان داد. در این راستا می توان از شیوه های سازمانی و مبارزاتی "تدافعی" در دیگر جنبش های رهایی بخش نیز، همانا به میدان آوردن "پدافندان" (در کنار "انجمن های بابکی") بهره گرفت: هم برای شناسایی و افشاگری و خنثی سازی "عوامل" ناآشکار و آشکار این "تنش آفرینان و دزدان" در کارخانه ها و آموزشگاه ها و اداره ها و محله ها و بازارها، و هم به منظور نشانه گرفتن برجسته ترین مراکز کلیدی، چون کانون های بازرگانی و مالی و تامین انرژی و حمل و نقل. همانگونه که "عمامه به سرهای ولایی" از ترسشان در خیابان ها آشکار نمی شوند، می توان این "عوامل" را در یکان های اقتصادی و آموزشی وادار به عقب نشینی کرد و خنثی نمود. این رویکردها در راستای تدارک "اعتصاب عمومی"، و از کار انداختن همزمان مهم ترین یکان های اقتصادی و کانون های آموزشی-اداری جریان خواهد داشت

    اعتصاب هاي کارگري دامنه دارتر مي شوند

    اعتصاب متحدانه کارگران مجتمع پتروشيمی ماهشهر

    اعتصاب متحدانه 6500 کارگرپيمانکاری مجتمع پتروشيمی بندرامام چهارمين روزخودرا پشت سر گذاشت

    بنا بر گزارشهای رسيده به اتحاديه آزاد کارگران ايران، امروز چهارشنبه ششم مهر ماه ، 6500 کارگر پيمانکاری مجتمع پتروشيمی بندر امام چهارمين روز اعتصاب خود را پشت سر گذاشتند.

    بنا بر اين گزارش امروز نيز همچون روزهای گذشته از ساعات اوليه صبح کارگران اعتصابی در ميدان مشرف به دفتر مرکزی مجتمع پتروشيمی بندر امام دست به تجمع و در ساعاتی دست به راهپيمايی علاوه بر شعارهای روزهای گذشته شعارهای ديگری نيز همچون: فرماندار خجالت خجالت – وعده های توخالی ديگر اثر ندارد – ظريفکار خجالت خجالت – وعده ما شنبه همينجا همينجا، سر دادند.

    لازم به ذکر است امروز شعار "فرماندار فرماندار خجالت خجالت" به اين دليل داده شد که در پايان اعتصاب فروردين ماه کارگران پيمانکاری مجتمع پتروشيمی بندر امام، فرماندار ماهشهر ايشان آقای ظريفکار مديرعامل پتروشيمی بندرامام نيز ايستاده بود به کارگران تجمع کننده اعلام کرد: پس از اين توافقی که ما بين مسئولين پتروشيمی بندرامام، من، نماينده ماهشهر، مديرعامل 1 مصوبات دولت اجرا نشود، من خودم شخصا /5/ نمايندگان کارگران صورت گرفت، من شخصا اجرای اين توافق را تضمين می کنم و به همه شما کارگران قول می دهم اگر تا مورخه 90

    هستم که پای حرفم بايستم و ..... اما بنا بر اظهار کارگران، تا کنون نه از فرماندار ماهشهر ( منوچهر حياتی ) و نه نماينده ماهشهر در مجلس( خليل حيات مقدم ) و نه شورای تامين ماهشهر در چهار روز اعتصاب کارگران خبری شده است و نه انگار که اين آقايان اصلا به ميان کارگران آمده و حرفی زده اند..

    بنا بر آخرين گزارشهای رسيده به اتحاديه آزاد کارگران ايران عليرغم تلاش مديريت مجتمع پتروشيمی بندر امام برای جلوگيری از قطع توليد در اين مجتمع و بکارگيری اجباری پرسنل رسمی، پس پيمانکاری، توليد در اين پتروشيمی رو به کاهش گذاشته است و تمامی تعميرات اساسی که قرار بود انجام شود همچنان بر زمين مانده ، تريلی ها به سختی بارگيری ميشوند و بويژه واحدهای تعميرات، انجام کار در آنها بر عهده کارگران شرکتهای پيمانکاری بوده است با مشکلات شديدی مواجه شده اند.

    6500 کارگر اعتصابی مجتمع پتروشيمی بندر امام اعلام کرده اند چنانچه به خواست هايشان رسيدگی نشود تا خاموشی کامل دستگاهای توليد به اعتصاب خود ادامه خواهند داد. همچنين آنان روزهای گذشته تجمع و راهپيمايی خود را در ميدان مشرف به دفتر مرکزی شرکت ادامه خواهند داد.

    .اتحاديه آزاد کارگران ايران – ششم مهر ماه 1390

     

    کارگران شرکت فلارک دست به اعتصاب زدند

     پنجشنبه 07 مهر 1390

     ١٠٠ کارگر شرکت فلارک (مجری طرح لوله کشی قطره بارانی مزارع کشاورزی) واقع در شهرستان کامياران، در اعتراض به عدم دريافت ۵ ماه حقوق دست به اعتصاب زده اند.

    به گزارش کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل های کارگری، کارگران مشغول به کار در شرکت فلارک واقع در نزديکی روستای الک از توابع شهرستان کامياران به دليل پرداخت نشدن حقوق معوقه خود دست به اعتصاب زدند.

    در اين شرکت ١٠٠ کارگر و پرسنل مشغول به کار هستند که ۵ ماه حقوق دريافت نکردهاند به همين دليل بيش از دو روز دست به اعتصاب زدند و از ورود و خروج ماشين الات و کارفرمايان به محل کار جلوگيری کرده و خواهان پرداخت حقوق معوقه خود شدند.

     

    کارگران شرکت صنايع فلزی شماره 2 امروز در محوطه کارخانه دست به تجمع اعتراضی زدند

    بنا بر گزارشهای رسيده به اتحاديه آزاد کارگران ايران، کارگران شرکت صنايع فلزی شماره 2 امروز پنجم مهر ماه در اعتراض به بلاتکليفی محوطه کارخانه دست به تجمع اعتراضی زدند.

    بنا بر اين گزارش پس از اينکه اين شرکت به همراه کارخانه شماره 1 (زرين تهران – هر دو کارخانه در کنار هم قرار دارند و متعلق به يک جاری به خريداران جديد واگذار شد آنان برای جلب اعتماد کارگران بلافاصله اقدام به پرداخت 5 ماه دستمزد معوقه کارخانه شماره 1 (زرين تهران) برای شکوفايی هر دو کارخانه دادند و بدين ترتيب با جلب اعتماد کارگران اقدام به خريد سهام آنان کردند و سهم خود را به بيش از 51 درصد کارخانه پس از ارتقا سهم خود، از تير ماه سال جاری بيمه های کارگران را واريز نکردند و سپس از مرداد ماه تاکنون هيچ دستمزدی به کارگران مدت برای اتمام پروژه های در دست کار مواد اوليه تهيه نکرده و از انعقاد قرارداد کار جديد ممانعت بعمل آورده و اوايل هفته جاری طی تماسی بيرون کردن 250 کارگر قراردادی کارخانه شماره 1 و 2 شدند. اين خريداران مدتهاست در کارخانه حضور پيدا نکرده اند و در حال حاضر کليه را از قبيل موبايل نيز خاموش کرده و بدين ترتيب کارخانه و کارگران را به حال خود رها کرده اند. اين دو کارخانه رويهم 700 کارگر دارد موقت هستند.

    بنا بر اين گزارش شورای کارخانه از همان روز اول پيدا شدن خريداران جديد، طی نامه ای به وزارت کار خواهان دخالت و نظارت وزارت جديد شده بود و پس از واگذاری کارخانه به خريداران جديد و شروع بلاتکليفی کارگران بارها به مراجع قانونی مراجعه و گزارش وضعيت کارخانه 4 در سازمان کار (خيابان سرهنگ سخائی /7/ اينکه نهايتا شورای تامين استان تهران متعهد شد خريداران را در جلسه ای در مورخه 1390 کارگران و نماينده های دولت مسائل پيش آمده در کارخانه مورد بررسی و مذاکره قرار بگيرد. اما ديروز خريداران در جلسه حاضر نشدند و آنان از ساعات اوليه صبح امروز در محوطه کارخانه دست به تجمع اعتراضی زدند. پس از حدود دو ساعت از تجمع اعتراضی کارگران، ماموران طی مذاکراتی با کارگران به آنان وعده دادند خريداران جديد را پيدا خواهند کرد و آنان را متعهد به بازگرداندن کارخانه به شرايط عادی خواهند مدتهاست اين وضعيت را تحمل کرده ايم اما از اين پس قادر به تحمل آن نيستيم و چنانکه وضعيت کارخانه روشن نشود و اوضاع به حالت عادی توجه به گرانی ها و هزينه های سرسام آور زندگی، وضعيت حاضر قابل دوام نخواهد بود و ديگر ساکت نخواهيم نشست و عواقب آنرا بر عهده ما تحميل کرده اند.

    اتحاديه آزاد کارگران ايران – پنجم مهر ماه 1390

     

    تجمع كارگران بازنشسته نساجی مازندران در خانه كارگر قائمشهر

    | پنجشنبه 07 مهر 1390

     صبح امروز تعدادی از کارگران بازنشسته کارخانه های شماره ٢ و ٣طبرستان، تجن وگونی بافی با مراجعه به خانه کارگر از اين تشکيلات خواستند که پيگير مطالبات آنان در خصوص نگرفتن سنوات بازنشستگی خود از سال ٨٧ تاکنون شدند.

    به گزارش ايلنا در اين تجمع تعدای از اين بازنشستگان در گفتگويی با ايلنا از بیتوجهی مسئولين وسرگردانی چند ساله خود انتقادکردند.

    در اين گفتگو بازنشستگان معترض ابراز داشتند با توافقی که با مديران وقت نساجی مازندران داشتيم بعضا کسری بيمه خود را به تامين اجتماعی از جيب خود پرداخت نموديم وعليرغم تعهد کارفرما که سنوات بمرور زمان با توجه به مشکل کار خانه نساجی پرداخت خواهد شد تا کنون وعدها عملی نگرديده است.

    اين بازنشستگان معترض ابراز داشتند که بارها به مراجع ذيصلاح واستانداری مراجعه نمودند ولی متاسفانه تاکنون بغير از وعده و وعيد چيز ديگری عايد ما نگرديده است.

    کارگران بازنشسته خانه کارگر را تنها متولی خود دانسته و خواستار پيگيری صنفی خود از مسئولين ارشد استان وکشورتوسط اين تشکيلات شدند.

    قابل ذکر است تعداد ٨٠ نفر ازکارگران کارخانجات نساجی مازندران از سال ٨٧ بازنشست گرديده اند.

     

    تجمع آرام كارگران مترو كرج در اعتراض به عدم پرداخت حقوقشان

    | چهارشنبه 30 شهريور 1390

     تعدادی از کارگران شرکت سابير، پيمانکار قطارشهری کرج در ميدان امام حسين تجمع کرده اند. به گزارش ايلنا، اين تجمع در مقابل کارگاه قطارشهری کرج در ميدان امام حسين (ع) با انگيزه احقاق حقوق معوقه کارگران صورت پذيرفته است.

    يکی از تجمع کنندگان گفت: مدت ٧ ماه هست که حقوق خود را از شرکت سابير دريافت نکردهايم و در تأمين معشيت خود و خانوادههايمان دچار مشکل شدهايم.

    بيش از ١٢٠٠ کارگر برای شرکت سابير در کارگاههای مختلف قطارشهری کرج در حال فعاليت هستند.

    نيروی انتظامی در کنار تجمع کنندگان حاضر است و اين تجمع در آرامش کامل در حال انجام است اما هيچ يک از مديران ارشد شهرداری کرج و شرکت سابير تاکنون در اين تجمع حاضر نشده است.

     

    عليرغم وعده و تهديد، اعتصاب کارگران متروی اهواز ادامه دارد

     

    اتحاد بين المللی در حمايت از کارگران ايران: وعده پريروز شهردار اهواز هم توخالی درآمد و تا به امروز حقوق عقب افتاده

    کارگران اعتصابی متروی اهواز پرداخت نشده است. روز گذشته هلاکويی مديرعامل قطارشهری اهواز کارگران اعتصابی را

    تهديد کرد که در صورت ادامه اعتصاب بيشتر ضرر خواهند کرد.

    عباس هلاکويی مديرعامل قطار شهری اهواز بتاريخ ٣٠ شهريور به خبرنگار ايسنا گفت: مجموع حقوق يک ماه کارگران شرکت

    کيسون (پيمانکار پروژه قطار شهری اهواز) ۵٠٠ ميليون تومان است و با توجه به اينکه بهتازگی ١،۵ ميليارد تومان از سوی

    کارفرما به پيمانکار پرداخت شده، به اين ترتيب کيسون میتواند حقوق سهماه کارگران را پرداخت کند.

    وی افزود: پيمانکار پروژه در صورتی که به ادامه کار تمايل دارد، بايد پرداخت حقوق کارگران را در اولويت قرار دهد.

    هلاکويی تصريح کرد: کارگران هم در صورتی که به سر کار بازنگردند، بيشتر ضرر میکنند. در صورتی که به کار خود ادامه

    دهند، ممکن است حقوق آنها با تاخير پرداخت شود، ولی در هر صورت اين حق آنها پرداخت میشود، ولی اگر به کار خود

    بازنگردند، کاری انجام ندادهاند که حقوقی به آنها پرداخت شود و حتی ممکن است پيمانکار با آنها تسويه کند و اخراج شوند.

    مديرعامل سازمان قطار شهری اهواز تاکيد کرد: پيمانکار هم متعهد شده که تا ١٠ روز ديگر حقوق يکماه کارگران را پرداخت

    کند. بنا بهمين گزارش، کارگران متروی اهواز از روز پنجم شهريورماه به دليل تاخير در پرداخت حقوق دست از کار کشيدهاند.

    ٣١ شهريور ١٣٩٠

     

    تجمع کارگران شرکت آونگان اراک مقابل مجلس

    تعدادی از کارگران شرکت آونگان در اعتراض به عدم پرداخت ١٨ ماه حقوق و دستمزد شان صبح امروز در مقابل مجلس تجمع کردند.

    به گزارش فارس کارگران شرکت آونگان صبح امروز در اعتراض به عدم پرداخت حقوق خود در ١٨ ماه گذشته در مقابل

    ساختمان بهارستان تجمع کردند.

    خاطرنشان می شود که شرکت آونگان اراک در راستای تحقق اصل ۴۴ قانون اساسی رژيم اسلامی درچند سال پيش به بخش

    خصوصی واگذار شده است. از آن تاريخ تاکنون کارگران دررابطه با دريافت حقوقشان با مشکل مواجه هستند.کارگران شرکت

    آونگان طی چندسال گذشته حرکات اعتراضی متعددی رادرهمين رابطه سازمان داده اند.

    جهت اطلاع بيشترازمشکلات کارگران شرکت آونگان، نظرتان را به يک گزارش بنقل ازيکی از کارگران اين شرکت جلب می

    کنيم:

    شرکت آونگان يک شرکت دولتی با ٧٠٠ پرسنل بود که در زمينه ساخت دکل های انتقال نيرو و مخابرات و توليد نبشی های

    ساختمانی فعاليت می کرد. در اواخر سال ٨٢ زمزمه های واگذاری شرکت به بخش خصوصی طبق اصل ۴۴ به گوش رسيد.

    کارگران بلافاصله به اين خبرها واکنش نشان دادند و با دست زدن به چندين اعتصاب غذا و تجمع در شرکت ، نارضايتی خود را

    اعلام کردند. در نتيجه اين اعتراضات ٢ درصد از سهام شرکت به کارگران واگذار گرديد که بهای آن طی چند ماه از حقوق آنان

    کسر شد. در نيمه اول سال ٨٣ گفته شد که شرکت در بورس تهران به مبلغ ١٢ ميليارد تومان و به صورت اقساطی به فروش

    رفته است ولی بعدها معلوم گرديد که واگذاری از طريق بورس انجام نشده است. شرکت در حالی به اين مبلغ فروخته شد که

    دارايی های آن شامل موارد زير بود: چندين خانه ويلايی در شهرک صنعتی ، ايستگاه تست دکل در جاده اراک-خمين روبروی

    دانشگاه فلق ، چندين دستگاه خودرو سواری ، آمبولانس ، جرثقيل ، ليفتراک و...، ساختمان دفتر مرکزی شرکت در تهران ،

    چندين تن بار و محصول و دستگاه در گمرک بندرعباس. در آن زمان کارگران شرکت اجتماعات زيادی برپا کردند و فروش

    شرکت را حراج بيت المال ناميدند. غلام عباس جعفری مالک جديد کارخانه طی مراسمی با حضور نماينده استاندار و فرماندار

    وقت معرفی گرديد و نماينده استاندار در سخنرانی خويش عنوان کرد که آقای جعفری در مسير پيشرفت آونگان و شما کارگران

    قدم برمی دارد. غلام عباس جعفری مالکيت شرکت را به مجتبی جعفری فرزند ٣٢ ساله مجرد خود انتقال داد و نامبرده

    مديرعامل شرکت شد. در نيمه دوم سال ٨٣ ايستگاه تست دکل ، منازل مسکونی در شهرک صنعتی و به دنبال آن ماشين ها ،

    محصولات نيمه ساخته به صورت تدريجی به فروش رسيد. با هر فروش يا تحولی در شرکت کارگران دست به تجمع می زدند و

    عليه اقدامات ويرانگر مديريت شعار می دادند. کارگران اعتراضات خود را با نمايندگان مجلس مطرح کردند و در اولين سفر

    استانی رييس جمهور با پلاکاردها و نامه هايی به اطلاع رييس جمهور نيز رساندند ولی هيچ نتيجه ای عايدشان نشد. در اواخر سال ٨۵ سالن غذاخوری کارگران بسته شد و کار روزانه يک ساعت کاهش يافت. به کارگران رسمی ماهانه ۴٠ هزار تومان پول غذا داده شد ولی کارگران قراردادی نه غذايی داشتند و نه پولی به خاطر آن دريافت کردند. در نيمه اول سال ٨۶ در حالی که عيدی کارگران پرداخت نشده بود ، تاخير در پرداخت دستمزدها نيز آغاز شد. توليد شرکت نيز از روزانه ١٢٠ تن در سال ٨٢ به روزانه ١٠ تن رسيد. دوباره اعتراضات کارگران شروع شد. آنها جاده ی جلوی کارخانه را بستند که به دنبال آن فرماندار وقت آمد و قول هايی داد و به خون شهدا قسم خورد که ريشه ظلم را بکند. گفت که ما خبر داريم که آقای جعفری ١۶٠ ميليارد تومان وام گرفته و ايشان بايد شرکت را راه اندازی کند و حقوق کارگر را بدهد اما نتيجه ای ديده نشد. در اواخر سال ٨۶ با اخراج ۵٠ نفر از کارگران قراردادی سرکوب کارگران تشديد شد. سال ٨٧ شرکت راکد بود و توليد نداشت ، و اعتراضات کارگران در آستانه بازنشستگی و کارگران قراردادی اخراج شده که به دنبال حقوق و سنوات شان بودند آغاز شده بود. نيمه اول سال ٨٨ بعد از عقب افتادن عيدی و حقوق ، موج اعتراضات شروع شد. کارگران به امام جمعه شهر مراجعه کردند که وی در پاسخ گفت کاری از من ساخته نيست ولی اگر مسايل دينی داريد بگوييد تا حل کنم. مراجعه به نمايندگان مجلس هم بی نتيجه بود. به دنبال پرداخت نشدن بدهی شرکت به سرويس های حمل و نقل ، سرويس ها نيز قطع شد و مديريت شرکت در پاسخ گفت که کارگران خودشان بيايند و بروند و سرويس نمی خواهند. بين کارگران قراردادی و رسمی به خاطر تفاوت منافع تفرقه ايجاد شد. از تيرماه حقوق کارگران رسمی پرداخت شد ولی به کارگران قراردادی چيزی داده نشد و آنان تهديد به اخراج شدند.

    رسمی با اعتراضاتی که کردند با ٢٠ روز تاخير داده شد ولی حقوق قراردادی ها پرداخت نشد. به دنبال اين اتفاقات ، کارگران

    مديران شرکت را بيرون کردند و ماموران کلانتری ١٧ شهرک صنعتی در محل حاضر شدند. در شهريور غلام عباس جعفری

    پس از جلساتی با استانداری و فرمانداری به شرکت آمد و در مسجد شرکت و در حضور نماينده استاندار و نيروی انتظامی به

    کارگران قول بهبود اوضاع را داد. پس از آن حقوق يک ماه کارگران رسمی و قراردادی های گروه بندی شده پرداخت شد ولی

    به ٧۵ نفر از کارگران قراردادی شامل کارگران انبار ، خدمات و تاسيسات شرکت به بهانه کمبود بودجه پولی داده نشد. با اين

    ترفند وی توانست ١٧٠ تن نبشی را از انبار شرکت خارج کند. بعد از اين ماجرا جعفری پسر شاکی شد که چرا پدرم را به

    شرکت راه داديد و گذاشتيد اموال مرا ببرد و از سوی ديگر جعفری پدر مدعی شد که از پسرش طلب داشته است. مهرماه

    کارگران مانع ورود جعفری پدر به شرکت و خروج بار از آن شدند. کارگران که حالا تعدادشان به ۵٠٠ نفر رسيده بود از

    نگرفتن حقوق و بيکاری و رکود شرکت عاصی بودند. بعضی کارگران رسمی قصد بازنشستگی داشتند که خبردار شدند حق بيمه

    اين چند سال از حقوق شان کسر گرديده ولی به حساب بيمه واريز نشده است. از سوی ديگر به دنبال بدهی شرکت ، آب ، گاز ،

    برق و تلفن کارگاه قطع شد. کارگران اعتراض می کردند و جلوی درب شرکت جمع می شدند و نيروی انتظامی با حضور در

    محل مانع خروج کارگران از شرکت می شد.

    آبان ماه کارگران به استانداری رفتند و باز هم طبق صورت جلساتی که نماينده استاندار و آقايان جعفری امضا کردند قول هايی

    داده شد ، ولی کارگران حقوقی دريافت نکردند. آذرماه ، کارگران به فرمانداری رفتند. پليس ضد شورش اجتماع کارگران را

    محاصره کرد و آنان را به نمازخانه فرمانداری هدايت کرد. فرماندار پس از شنيدن مشکلات کارگران با زبان بی زبانی گفت که

    من کاره ای نيستم و کمکی از دستم برنمی آيد. دی ماه با قول هايی که داده شده بود اعتراضات فروکش کرده بود و به علت

    ناآرامی های پس از انتخابات کارگران اعتراض نمی کردند تا بهانه ای برای سرکوب به دست ندهند. بهمن ماه خريد عيد آغاز شده بود ولی کارگران دست شان خالی بود. اعتراض ها جلوی درب شرکت دوباره شروع شد که نيروهای ضد شورش و لباس

    شخصی از راه رسيدند و با باتوم و اسپری پذيرايی کردند. تعدادی از کارگران که با فيلم برداری شناسايی شده بودند دستگير شدند و تا آزادی آنها ، اعتراضات کم رنگ شد. در دور بعدی اعتراضات ، کارگران برای آنکه با تظاهرکنندگان بعد از انتخابات يکی خوانده نشوند بر پلاکاردهای شان می نوشتند که ما اغتشاش گر نيستيم ، ما تابع ولايت فقيه هستيم ولی از ظلم ظالم بيزاريم وحقوق عقب افتاده خود را می خواهيم. سر ظهر نيز نماز جماعت جلوی درب شرکت خوانده می شد. با اين حال ماموران گارد ضد شورش حتا پلاکاردهای يا حسين را از آنها گرفتند و در آتش انداختند. تمامی تجمعات با حضور پليس ضد شورش و لباس شخصی های اسپری به دست برگزار می شد. در بهمن ماه ، کارگران به استانداری مراجعه کردند و شعار می دادند "حقوق کارگری ، حق مسلم ماست " . وقتی از پشت بام استانداری فيلم برداری از تجمع شروع شد ، کارگران شعار دادند: کارگر بيچاره ، فيلم برداری نداره . کارگران می خواستند استاندار را ببينند که موفق نشدند و پليس ضد شورش محاصره شان کرده بود. روز بعد آنها به فرمانداری رفتند و وقتی نتيجه نگرفتند ، آرام آرام ، با پای پياده به سمت استانداری حرکت کردند که در اين مسير در خيابان امام خمينی ، پليس ضد شورش با باتوم و گاز فلفل کارگران را مرد ضرب و شتم قرار دادند و متفرق کردند که طی آن تعدادی از کارگران مجروح و مصدوم شدند. اسفند ماه در حالی سررسيد که ٨ ماه حقوق کارگران پرداخت نشده بود. طلبکاران جعفری از بازنشستگان گرفته تا قراردادی های اخراج شده ، پيمانکاران غذا ،رانندگان سرويس های حمل و نقل ، بانک ها ، شرکت های آب ، برق ، گاز ومخابرات و...يکی پس از ديگری حکم توقيف اموال می گرفتند و اجناس و اموال شرکت را می بردند. در اين ميان چه سوء استفاده ها که نشد. مثلا اعضای شورای اسلامی کار در مناقصه توقيف اموال شرکت کردند و چندين تن نبشی گالوانيزه و سورت شده و آماده تحويل را کيلويی ١٩٠ تومان خريدند و به شرکت گام که رقيب آونگان بود به کيلويی ۵٠٠ تومان فروختند. حال شما بگوييد کارگر قراردادی که تازه ازدواج کرده و مستاجر است و ٨ ماه حقوق نگرفته چه کند؟ يا آن کارگر رسمی که بچه های بزرگ دارد و با ٢٨ سال سابقه بايد خانه اش را بفروشد و به حساب بيمه بريزد تا بتواند بازنشسته شود؟ اين خصوصی سازی به نفع کيست؟ جواب اين ظلم ها را چه کسی بايد بدهد

    ٣٠ شهريور ١٣٩٠

     

    اعتصاب کارگران قطعات توربين شهريار

     تعدادی از کارگران بخش های مختلف توليدی در شرکت /۶/ کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری: روز دوشنبه ٩٠

    قطعات توربين شهريار در اعتراض به حقوق معوقه خود دست به اعتصاب و اعتراض زدند. کارگران اعتصابی جلو مسجد

    کارخانه تجمع کردند و خواهان گفتگو با مدير شرکت شدند. البته شخص مدير در دوسه ساعتی که کارگران تجمع اعتراضی

    داشتند از رو به روشدن با کارگران خودداری کرد، اما اين اعتصاب و اعتراض مديريت را وادار کرد تا به خواست کارگران

    گردن نهد و بخشی از حقوق معوقه کارگران را پرداخت کند.

    اين چندمين بار است که کارگران اين شرکت، که حدود سيصد نفرند، برای مطالبات خود اعتصاب و تجمع می کنند. اعتراض

    آنان را قطع کرده اند. « کارانه » کارگران ريشه در مسائلی دارد که عميق تر از مسئله تعويق دستمزدهاست. مدت هاست که

    و... که سرمايه داران آن را از بدنه دستمزد جدا می کنند تا هر « رکورد » ،« آکورد » بخشی از دستمزد است مثل « کارانه »

    وقت خواستند بتوانند آن را قطع کنند و بدين وسيله کارگران را برای تن دادن به استثمار بيشتر تحت فشار قراردهند. بنابراين، قطع کارانه کارگران قطعات توربين شهريار به معنی کاهش دستمزد آنان است. مديريت هم می داند که اعتراض کارگران در واقع اعتراض به کاهش دستمزد است. از اين روست که خود را از ديد کارگران پنهان می کند. و باز به همين دليل است که نمايندگان وزارت نيرو روز پنج شنبه – که تعطيل است – برای بررسی وضعيت شرکت به محل کارخانه می آيند. انتخاب روز تعطيل برای بازديد و مسائل ديگر و، آن طور که گفته می شود، بررسی اعتصاب کارگران از آن جهت است که با کارگران معترض روبه رو نشوند. اتحاد و همبستگی کارگران در حرکت های اعتراضی خود در دوسه سال اخير، که موفقيت آميز هم بوده است، وزارت نيرو را به تکاپو انداخته است تا از سرايت اين اعتراض ها به ويژه اعتصاب به ديگر بخش های توليد برق جلوگيری کند.

    شرکت قطعات توربين شهريار از شرکت های نيمه دولتی در حوزه صنعت برق است که قبلا سوبسيد زيادی دريافت می کرد. با

    قطع و يا کاهش اين سوبسيد، شرکت اکنون درصدد است که تعدادی از کارگران را اخراج کند. شرکت با طرح قطع سوبسيدها

    می خواهد از اعتراض کارگران به قطع کارانه، که در واقع اعتراض به کاهش دستمزد است، جلوگيری کند.

    کارخانه های توليد برق و شرکت های وابسته از جمله سودآورترين صنايع است، و همچنين با توجه به تامين برق برای کشور از

    صنايع استراتژيک به شمار می رود. دولت به مثابه صاحب سرمايه و حافظ منافع سرمايه داران در اين حوزه با افزايش قيمت

    برق خانگی و کارخانه ها اکنون ارزش اضافی عظيمی را به دست می آورد. از سوی ديگر، با اتکا به قدرت سرکوب و عوام

    فريبی خود، می کوشد کارگران را از طرح مطالبات خود بازدارد. با اين همه، همان گونه که گفتيم، کارگران در ١۴ شهريور با

    نمايش چشمه ای از قدرت خود توانستند بخشی از حقوق معوقه خود را بگيرند. اعتراضات کارگری محدود به شرکت قطعات

    توربين شهريار نيست بلکه در صنايع ديگر هم چون صنعت خودروسازی (به ويژه ايران خودرو)، مخابرات شيراز، متروی

    اهواز، نساجی های قزوين و نيز کارگران بيکار برای گرفتن بيمه بيکاری و... ديده می شود و کارگران اين بخش ها در هفته

    های اخير به اشکال مختلف به صحنه مبارزه آمده اند. اما مقابله با سرمايه و دولت مستبد آن همبستگی کارگری را طلب می کند.

    ما کارگران همان طور که برای مطالبات خود مبارزه می کنيم از اين مهم نيز نبايد غافل شويم که هرگاه متشکل تر و با نيروی

    بيشتر و متحدتر برای مقابله با سرمايه به پا خواسته ايم، موفق تر بوده ايم. حال نيز اگر در اتحاد با ديگر کارگران به ميدان بياييم

    بدون شک استبداد سرمايه عقب نشينی خواهد کرد.

    ٢٧ شهريور ١٣٩٠

     

    اعتراض هزاران کارگر شرکت واحد به اصلاحيه ی قانون کار

    هزاران کارگر شرکت واحد اتوبوسرانی با امضای طوماری خطاب به وزير کار جمهوری اسلامی اعتراض و مخالفت خود را

    نسبت به اصلاحيهی قانون کار اعلام کردند. خاطر نشان می کنيم که متن اصلاحيهی قانون کار توسط وزارت کار جمهوری

    اسلامی در 74 ماده تدوين شده و قرار است در مجلس شورای اسلامی تصويب شود. متن طومار اعتراضی کارگران شرکت

    واحد به شرح زير است:

    به نام خدا

    وزير محترم کار و امور اجتماعی

    آقای وزير، در پی نظرخواهی پيرامون تغييرات قانون کار اينجانبان کارگران و رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

    اعلام ميداريم سالهاست قرار بود که فصل ششم قانون کار تغيير کند و حق آزادی تشکيل تشکلهای مستقل کارگری به رسميت

    شناخته شود اما متاسفانه طرح پيشنهادی موادی از قانون کار که قرار است جايگزين مواد فعلی کار شود تمامی حمايت های

    قانونی کار از کارگر را نشانه گرفته و عملا امنيت شغلی کارگران را به خطر می اندازد. لذا ما کارگران و رانندگان شرکت

    واحد به اين اصلاحيه پيشنهادی اعتراض داريم و مخالفت خود را اعلام ميداريم.

    90 با شماره 64492236 در وزارت کار جمهوری اسلامی به ثبت رسيده و به کارگران /6/ اين طومار در تاريخ 2

    90 می توانند نامهی خود را پيگيری و پاسخ شخص وزير را طلب کنند. /6/ امضاکنندهی طومار گفته شده که از تاريخ 16

    کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری / 27 شهريور 1390

     

    تجمع کارگران کارخانه ذوب فلزات ابهر

    کارگران کارخانه ذوب فلزات ابهر در اعتراض به عدم دريافت حق و حقوق خود طی دو سال گذشته مقابل استانداری زنجان

    تجمع کردند.

    به گزارش فارس از زنجان، ٣٠ نفر از کارگران به نمايندگی از ٢٣٠ کارگرکارخانه ذوب فلزات ابهر بعد از ظهر روز دوشنبه

    ١۴ شهريور مقابل استانداری زنجان تجمع کردند.

    يکی از تجمع کنندگان به خبرنگار فارس گفت: بارها به فرمانداری شهرستان ابهر مراجعه کردهاند، ولی هيچ جوابی دريافت

    نکرده اند.

    تجمع کنندگان طی يادداشتی اعلام کردند که به هنگام سفر هيئت رياست جمهوری وعده حل مشکل طی يک هفته آينده به آنها داده

    شد و به اين صورت جلوی ملاقات با رئيس جمهور گرفته شد.

    تجمع کنندگان اظهار میکردند، کارگران کارخانه ذوب فلزات ابهر همه مراحل قانونی را طی کردهاند، ولی نتيجه قابل محسوسی

    دريافت نشده است، چرا که مرتب به کارگران وعده حل مشکل داده میشود.

    آنها همچنين عدم مسئوليت پذيری مسئولان شهرستان و همچنين به مسکوت ماندن مشکل خود در شهرستان ابهر اعتراض داشتند.

    تعطيلی کارخانه آرد ونشاسه ياسوج وتجمع اعتراضی کارگران به دنبال تعطيلی کارخانه آرد ونشاسته ياسوج، کارگران تجمع اعتراضی در رابطه با وضعيتشان برپا داشتند. فارس طی گزارشی بتاريخ ١۵ شهريورماه ضمن خبردادن از تجمع اعتراضی کارگران کارخانه آرد ونشاسه ياسوج نوشت، محمدحسين حيدرپور شامگاه دوشنبه در گفتوگو با خبرنگار فارس در ياسوج در مورد تجمع کارگران اين کارخانه گفت: کارخانه آرد و نشاسه قبلا يک واحد بسيار فعال بوده ولی بهدليل اينکه سيستم و تجهيزات آن بهروز نشده اکنون مستهلک شده و قادر به پرداخت مطالبات کارگران خود نيست.

    حيدرپور، واحد آرد اين کارخانه را آماده توليد دانست ولی عنوان داشت: توليد آرد خبازی بعد از هدفمندی يارانهها و افزايش

    رقابتها سودی برای اين کارخانه نداشته و تنها راه سوددهی آن، راهاندازی سيستم نشاسه و گلوکز اين کارخانه است.

    حيدرپور ابراز داشت: مسئولان و مديران اين کارخانه معتقدند تنها راه بازسازی و احيا اين کارخانه، تسويه حساب با کارگران

    فعلی و کاهش هزينههای حقوق و دستمزد کارگران خود است.

    وی افزود: اسکندری، رئيس سازمان اقتصادی کوثر که وابسته به بنياد شهيد بوده معتقد به بازخريد و تسويه حساب با کارگران

    فعلی کارخانه آرد ياسوج است.

    رئيس سازمان صنايع و معادن کهگيلويه و بويراحمد، کارگران معترض را به سه دسته تقسيم کرد و ادامه داد: گروهی از اين

    کارگران تا چند ماه آينده بازنشسته میشوند که با پيگيریهای مکرر مديران اين کارخانه برای پرداخت حق بيمه آنان تا زمان

    بازنشستگی متقاعد شدند.

    وی گفت: گروهی ديگر از کارگران به بازخريد شدن تمايل دارند ولی خواستار دريافت ۴ ماه پاداش به ازای هر سال خدمت

    هستند ولی مديران اين کارخانه به پرداخت ٢.۵ ماه پاداش تمايل دارند.

    مسئول ارشد صنايع و معادن کهگيلويه و بويراحمد، گروه سوم کارگران معترض را افرادی خواند که تا دو سال ديگر بازنشسته

    نمیشوند ولی تقاضای آنها از اين کارخانه اين است که بدون حقوق، تنها برايشان بيمه در نظر گرفته تا در سوابق آنها درج

    شود.

    بازداشت کوروش بخشنده ،فعال کارگری و عضو کميته هماهنگی را محکوم می کنيم

    چندين روز از بازداشت کورش بخشنده عضو کميته ی هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکلهای کارگری در تاريخ ۶ شهريورماه

    میگذرد و کماکان هيچ اطلاعی از وضعيت جسمانی اين فعال کارگری در دست نيست. خانوادهی وی پس از مراجعات فراوان به

    نهادهای امنيتی هيچ جواب مشخصی دريافت نکردهاند. اين در حالی است که گزارشات قبلی حاکی از وخيم بودن حال جسمانی

    کورش بخشنده به دليل ضرب و شتم توسط مامورين امنيتی بود. لازم به ذکر است وی چندی پيش تحت عمل جراحی باز قلب قرار گرفته بود و به تازگی از درد شديد ناشی از ديسک کمر رنج می برد .

    بديهی است هر گونه عواقب ناشی از عدم توجه به وضعيت سلامتی نامبرده بر عهده ی نهاد های امنيتی خواهد بود.

    ما اعضای کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکلهای کارگری، ضمن محکوم کردن دستگيری و احضار و دادگاهی کردن

    فعالين کارگری و اعضای کميته هماهنگی، خواستار آزادی فوری و بی قيد و شرط کورش بخشنده و تمامی فعالين کارگری دربند

    هستيم.

    کميته ی هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکلهای کارگری

    کارگر سد گتوند دست به اعتصاب زده اند

    اتحاديه آزاد کارگران ايران: ٣٠٠ کارگر سد گتوند از از روز گذشته دست به اعتصاب زده اند.

    بنا بر گزارشهای رسيده به اتحاديه آزاد کارگران ايران، کارگران شرکت تابليه در سد گتوند از روز گذشته شنبه دهم مهر ماه دست به اعتصاب زده اند.

    بنا بر اين گزارش، اين کارگران که تعداد آنان حدود سيصد نفر هستند از ارديبهشت ماه سال جاری تاکنون دستمزدهای خود را دريافت نکرده اند و تاکنون هيچ نهاد مسئولی به خواست وشکايت آنان در اين رابطه رسيدگی نکرده است. سد گتوند در نزدکی شهر شوشتر قرار دارد.

    ١٢ مهر ١٣٩٠

    >>Twitter

    >>

     click

    >>

     click